chaffern آلمان اروپا ماشین تویوتا

chaffern: آلمان اروپا ماشین تویوتا فرانسوی خودروسازان بازار خودرو

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات در استادیوم احساس امنیت کردم و منقلب نشدم/ یک هفته تمرین پسر بودن می‌کردم ،

«وقتی دست‌هایم را اوج می‌بردم می‌فهمیدند که زن هستم. البته آنها هم با تکان دادن سر اطمینان‌ می‌دادند که قرار نیست تو را لو بدهیم. من فقط امنیت را حس می‌کردم. خب

در استادیوم احساس امنیت کردم و منقلب نشدم/ یک هفته تمرین پسر بودن می‌کردم ،

دختر اهوازی که با لباس مردانه به ورزشگاه اهواز رفته بود: در استادیوم احساس امنیت کردم و منقلب نشدم/ یک هفته تمرین پسر بودن می کردم

عبارات مهم : احساس

«وقتی دست هایم را اوج می بردم می فهمیدند که زن هستم. البته آنها هم با تکان دادن سر اطمینان می دادند که قرار نیست تو را لو بدهیم. من فقط امنیت را حس می کردم. خبری از حتی یک نگاه اشاره یا آزار نبود. هیچ چیزی من را «منقلب» نکرد. شاید این نگاه های آزاردهنده هنگامی که جهت استقبال از تیم به هتل و فرودگاه رفته بودم، وجود داشت ولی در استادیوم احساس امنیت می کردم.»

روزنامه وقایع اتفاقیه به نقل از شبنم، دختر اهوازی که با لباس مردانه به ورزشگاه اهواز رفته بود، نوشت: «یک هفته تمرین پسر بودن می کردم. از ظاهرم گرفته تا راه رفتن و حتی حرف زدنم را شبیه پسرها کرده بودم. با زینب چند ویدئو جهت تمرین گریم تماشا کرده بودیم. جهت همین یک بار دیگر کلاه گیس مردانه گذاشتم و به خیابان رفتم ولی متوجه نگاه سنگین مردم می شدم.

در استادیوم احساس امنیت کردم و منقلب نشدم/ یک هفته تمرین پسر بودن می‌کردم ،

روز بازی دو مرحله با رنگ مو روی صورتم ریش کشیدم. باز هم صورت ام مصنوعی بود جهت همین کمی رنگ قرمز هم روی آن زدم تا طبیعی تر به نظر بیاید. کلاه آفتابی گذاشتم تا صورتم را زیاد بپوشاند. همه این کارها را به اجبار کرده بودم ولی باید همه این کارها را می کردم تا نگذارم مطالبه ورود به ورزشگاه فراموش شود.

اولین بار بود که با لباس پسرانه به ورزشگاه می رفتم. از کنار سربازهای زیادی رد شدم و کسی نگاه سنگینی نداشت. پسرانه راه می رفتم و موفق بودم. شاید هیچ چیز به اندازه تمرین پسرانه واکنش‌ها کردن دردناک نبود. ناخن هایم را هم دو روز قبل از بازی از ته گرفتم. ازدحام در گیت های ورودی زیاد شده است بود. دالان وحشت تا زمین بازی را با لرزش شدید پا طی کردم. نزدیک جایگاه صدای تشویق می آمد. ۵۰ نفر اطرافم آشنا بودند. جز آنها شاید حدود ۲۰نفر از اطراف هنگامی که دست هایم را اوج می بردم می فهمیدند که زن هستم. البته آنها هم با تکان دادن سر اطمینان می دادند که قرار نیست تو را لو بدهیم. من فقط امنیت را حس می کردم.

«وقتی دست‌هایم را اوج می‌بردم می‌فهمیدند که زن هستم. البته آنها هم با تکان دادن سر اطمینان‌ می‌دادند که قرار نیست تو را لو بدهیم. من فقط امنیت را حس می‌کردم. خب

خبری از حتی یک نگاه اشاره یا آزار نبود. هیچ چیزی من را «منقلب» نکرد. شاید این نگاه های آزاردهنده هنگامی که جهت استقبال از تیم به هتل و فرودگاه رفته بودم، وجود داشت ولی در استادیوم احساس امنیت می کردم. چند دقیقه با بغض خیره به زمین چمن شدم. چقدر تنها بودم. دختران زیادی دلشان می خواست جای من باشند. اگر باز هم موقعیتی پیش بیاید لباس مردانه می پوشم و باز به استادیوم می روم تا زمانی که ورود زنان به استادیوم آزاد شود.»

واژه های کلیدی: احساس | امنیت | مردانه | پسرانه | ورزشگاه | استادیوم | اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs